تبلیغات
زنجان آن لاین - رمضان، با سنت‌های شیرین در گذشته‌های تاریخ زنجان

رمضان، با سنت‌های شیرین در گذشته‌های تاریخ زنجان

شنبه 16 شهریور 1387 04:09 ق.ظ

نویسنده : شــــــــراب
ارسال شده در: مجله دین و معارف ،

یك ماه بود كه همه منتظر آمدنش بودند، رسیدنش قریب بود و آغازش برای هیچ كس غیرمنتظره به‌نظر نمی‌رسید، چشم‌ها دو سه شبی بود كه به آسمان خیره شده بودند تا شاید آن را بیابند و آقا گفته بود هركسی دیدش خبر دهد، این فریضه هر مرد و زن مسلمان است.

آن روزها رادیویی در كار نبود كه دگمه‌اش را بپیچانی و یكی‌از آن‌سو بگوید كه مراجع عظام هلال ماه رمضان را رویت كردند، بلكه بیشتر مجتهدان و ائمه‌ی جمعه‌ها در شهرهای خود آغاز رمضان را اعلام می‌كردند، بااینحال با تلگراف از شهرهای مجاور نیز پرس و جو می‌شد تا خدای ناكرده مردم در ادای فریضه، دچار نقصان نشوند.

مراسم فرق چندانی نكرده و شكل و شمایل برگزاری آداب ماه رمضان دست خوش تغییر زیادی نشده‌است، سحر كه می‌شد باید از خواب برمی‌خواستی و شیرینی خواب صبح را بر خود حرام می‌كردی ، ماه ، ماه خفتن نیست اما باید بیداركننده‌ای باشد تا تو را بیدار كند و صدایی كه خواب را بر آشوبد و تو را بر انگیزد تا در پیشگاه پروردگار بایستی.

در روزگاران گذشته زنجانی‌ها نیز برای این بیداری روش‌های مختلفی داشتند، ساعت شماطه‌ای كوك می‌شد تا سحرگاه با زنگ بلندش اعضای خانواده را از خواب بیدار كند.

بیداری یكی‌از اهالی محله هم كافی بود تا كم‌كم همه بیدار شوند، همسایه، دیوار همسایه بغلی را با مشت می‌زد ، یكی به‌در خانه دیگری می‌رفت و او نیز بنوبه خود همسایه و آشنای دیگری را بیدار می‌كرد.

در روزگاران گذشته، همسایه‌ها هوای هم را داشتند ، نمی‌گذاشتند كسی خواب بماند و بدون سحری روزه بگیرد، البته هر محل برای خودش مناجات خوان داشت كه سحرگاه با صدای رسای خود بر بام خانه‌اش مناجات می‌خواند و به‌هنگام اذان صبح مناجاتش را به‌اذان پیوند می‌داد.

علاوه‌بر این‌ها صدای غرش توپ سحر نیز همه‌ی مردم شهر را بیدار و چراغ تمام خانه‌ها را روشن می‌كرد و غرش توپ دیگری زمان غروب آفتاب و افطار را به‌اطلاع مردم روزه‌دار می‌رساند.

آن روزها، مردم بدنبال بهانه‌ای دورهم جمع می‌شدند، برای یكدیگر پیش‌كش و یا بقول امروزی‌ها هدیه می‌بردند تا محبت را به‌هر وسیله‌ای كه بود در زندگی خود ساری و جاری سازند.

مردم افطاری دادن را دوست داشتند اما آن روزها، سفره‌ها بار سنگین تجمل و تزیین سفره‌های امروزی را تجربه و تحمل نمی‌كردند ، بلكه سفره‌های افطاری آن روزها همچون دل میزبان مملو از سخاوت و صداقت بود.

یكی ، آش می‌پخت و كاسه‌ای از آن را برای افطار به‌خانه‌ی همسایه‌ها می‌برد، فردا همسایه دیگری حلیم بار می‌گذاشت و در میان در و همسایه‌ها پخش می‌كرد و روزی دگر نوبت دیگری بود و همین‌گونه تا ماه مبارك به‌سر می‌آمد.

هر محله در حمایت از همسایگان تهی‌دست آداب مخصوص به‌خود را داشت، شاید هریك از همسایه‌ها شبی را میزبان آن خانواده می‌شدند یا از غذای تهیه شده برای اعضای خانواده، سهمی را به‌خانه همسایه‌ی تهیدست اختصاص می‌دادند.

در روزگاران گذشته، مردم زنجان برای كمك به تهیدستان از روش‌های مختلفی نیز بهره می‌جستند، یكی از روش‌ها اینگونه بود كه شب‌ها پنهانی بر درب خانه افراد بی‌بضاعت كیسه ارزاق می‌نهادند بدون آنكه شناخته شوند.

در سنت و روش دیگری، بزرگان خانواده وقت غروب و افطار سرزده وبا دستان پر راهی خانه جوانترهای فامیل می‌شدند و سركشی به‌خانواده‌های نوبینان راكه هنوز از توانایی مالی مناسبی برخوردار نبودند، كاری ثواب می‌دانستند.

رسم خوشایند دیگری نیز در آن روزگار جاری بود كه برای مردم این عصر نیز به‌میراث مانده است و آن فرستادن افطاری برای دختركان نامزدكرده بود.

این افطاری مجموعه‌ای از شیرینی و اغذیه‌ای بود كه خانواده داماد به‌همراه هدیه‌ای برای عروس و خلعتی برای اعضای خانواده عروس و چند تن‌از زنان فامیل تهیه می‌كردند و داماد هم خنچه‌ها را تا خانه عروس همراهی می‌كرد.

رنگ ، زرق و برق سفره‌ی افطاری و محتوای طبق‌ها را وسع مالی داماد تعیین می‌كرد، هرچه تمكن مالی بیشتر می‌شد هدایا نیز پربار و با بهاء‌تر بود، اما نمك و حلوا از اجزای لاینفك این سفره‌های افطاری بود، تا حق نمك پاس داشته و شیرین كامی به‌خانه عروس پیش‌كش شود.

آن روزگاران، كسی برای عروس خود چلو خورشت نمی‌فرستاد، چراكه حملش آسان نبود واز طرفی نیز بو و عطر غذا در معبر می‌پیچید، اما فراموشی زولبیه و بامیه غیرممكن بود و به‌انحاء مختلف درجهت سربلندی خانواده داماد و عروس تلاش می‌شد.

منبع: http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-155/8706141577124730.htm




دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: - -



How do I stretch my Achilles tendon?
شنبه 18 شهریور 1396 03:03 ق.ظ
Have you ever considered writing an e-book or guest authoring on other websites?
I have a blog centered on the same ideas you discuss and
would really like to have you share some stories/information. I know
my readers would value your work. If you're even remotely interested,
feel free to shoot me an e-mail.
How do you treat a sore Achilles tendon?
جمعه 17 شهریور 1396 06:02 ب.ظ
Fastidious response in return of this matter with genuine arguments and explaining everything regarding that.
https://daphnemcglauflin.wordpress.com/2015/03
دوشنبه 23 مرداد 1396 05:17 ب.ظ
I wanted to thank you for this excellent read!!
I definitely loved every bit of it. I have got you saved as
a favorite to check out new things you post…
flippantwall7172.snack.ws
یکشنبه 8 مرداد 1396 09:47 ب.ظ
I’m not that much of a internet reader to be honest but your sites really nice, keep it up!
I'll go ahead and bookmark your website to come back later on. Many thanks
How do you get a growth spurt?
جمعه 6 مرداد 1396 07:42 ب.ظ
I know this web site presents quality based posts and other information, is there any other web site which provides these stuff in quality?
http://allegedebb5669.jimdo.com/2015/08/14/hammer-toe-joint-fusion
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 07:10 ق.ظ
This article will assist the internet people for building up new web site or even a blog from start to end.
BHW
جمعه 1 اردیبهشت 1396 08:57 ق.ظ
Greetings from Florida! I'm bored to death at work so I decided to browse your site on my iphone during lunch break.

I really like the information you provide here and can't wait to
take a look when I get home. I'm surprised at how
quick your blog loaded on my phone .. I'm not even using WIFI, just 3G ..
Anyways, excellent blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر